تربچه
(تُ رُ چِ) (اِمصغ.) گونهای ترب است، کوچکتر از ترب که ریشه آن قرمز است.
(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عبور کالا از کشوری به کشور دیگر بدون پرداخت گمرگ.
۲- بخشی از جابه جایی مسافر و کالا بین مبدأ و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد، گذری. (فره).
(~. مِ یا مَ) (اِمر.) بیلان ؛ نوشتهای که در آن میزان درآمد، دارایی، بدهی و بستانکاری یک مؤسسه در یک دوره معین در آن ثبت شده باشد.
(تَ) [ په. ] (اِ.)
۱- ابزاری برای وزن کردن اجسام.
۲- نام هفتمین برج از دوازده برج منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود مهر ماه در این برج دیده میشود.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) اتحادیهای مرکب از چند مؤسسه صنعتی یا مالی برای در دست گرفتن قیمتها و کاستن از میزان رقابتها.
(تَ ش ِ) (اِ.)
۱- تراشیده شده، براده.
۲- قاچ (هندوانه یا خربزه).
۳- قطعه کوچکی از سیلیس با مدارهای الکتریکی مجتمع که در ساخت رایانهها به کار رود. (فره).