ترب
(تَ) (اِ.)
۱- مکر، حیله، زرق، تزویر.
۲- گزاف، گزافه.
۳- زبان آوری، چرب زبانی.
۴- حرکت از روی ناز یا قهر.
(تَ) (اِ.)
۱- مکر، حیله، زرق، تزویر.
۲- گزاف، گزافه.
۳- زبان آوری، چرب زبانی.
۴- حرکت از روی ناز یا قهر.
(تِ رِ) (اِ.) صمغ حاصل از اقسام درختان کاج که از آن اسانس تربانتین و کولوفان استخراج میکنند که در طب به کار روند؛ سقز، جوهر سقز، راطینا، راتینه، راتینج نیز گویند.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی وسیله نقلیه عمومی که روی خطهای آهن در سطح شهر با نیروی برق حرکت میکند، قطار خیابانی (فره).
(~. مِ یا مَ) (اِمر.) بیلان ؛ نوشتهای که در آن میزان درآمد، دارایی، بدهی و بستانکاری یک مؤسسه در یک دوره معین در آن ثبت شده باشد.
(تَ) [ په. ] (اِ.)
۱- ابزاری برای وزن کردن اجسام.
۲- نام هفتمین برج از دوازده برج منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود مهر ماه در این برج دیده میشود.