تخمه
(تُ خَ مِ) [ ع. ] (اِ.) سوءهاضمه.
(تُ) [ په. ] (اِ.)
۱- نطفه.
۲- بیضه ماکیان و غیر آن.
۳- اصل، نسب، نژاد.
۴- بذر گیاه. ؛~ ِ چیزی را ملخ خوردن کنایه از: نایاب بودن.
(تُ) [ تر. ] (اِ.)
۱- قطعه چوب سنگین دسته دار که با آن کلوخ یا چیز دیگر را میکوبند.
۲- افزار چوبی که بر سر میخ زنند تا میخ در زمین خوب فرو رود و استوار باشد.
(تُ) (اِمر.)
۱- عضوی در پستانداران که نطفه در آن منعقد میشود.
۲- قسمت اصلی گل که در آن یک یا چند تخمک وجود دارد.