تخلیف
(~.) [ ع. ]
۱- (مص م.) سپس انداختن کسی را، واپس هشتن، باز پس گذاشتن.
۲- (اِمص.) بازپس گذاری، ج. تخلیفات.
(~.) [ ع. ]
۱- (مص م.) سپس انداختن کسی را، واپس هشتن، باز پس گذاشتن.
۲- (اِمص.) بازپس گذاری، ج. تخلیفات.
(~. نَ) (اِمر.) آلت مخصوص بازی نرد و آن شامل دو قطعه مستطیل شکل است که به وسیله لولا به هم متصل شدهاند. دو سر هر قطعه به شش خانه تقسیم گردیده و مهرههای بازی به ترتیبی خاص در این خانهها قرار میگیرند.
(تَ تِ) (اِ.)
۱- چوب پهن و مسطح.
۲- صفحه.
۳- تابوت.
۴- واحد شمارش برای قالی و پارچه.
۵- هر چیز مسطح و صاف.
(~. بَ) (اِمر.)
۱- پارچه نازکی که به وسیله آن تختهای را به دست یا هر عضو شکسته میبندند.
۲- زندانی، اسیر.