اسم

تب

(تَ) (اِ.)
۱- بالا بودن دمای بدن در اثر بیماری.
۲- مجازاً هیجان، شور و حال.

    تب خال

    (تَ) (اِ.) تاولی که بر اثر تب در کنار لب و دهان بوجود می‌آید.

      تباب

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) زیانکار شدن، خسران یافتن.
      ۲- هلاک شدن.
      ۳- (اِمص.) زیانکاری.
      ۴- هلاکت.

        تأمینات

        (تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تأمین. شعبه‌ای در اداره شهربانی در گذشته، که امروزه به نام آگاهی معروف است.

          تأویل

          (تَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) بازگردانیدن.
          ۲- تفسیر کردن، بیان کردن.
          ۳- (اِمص.) شرح و بیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر. ج. تأویلات.

            تأیید

            (تَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) نیرو دادن، کمک کردن، توفیق دادن.
            ۲- (اِمص.) توفیق.
            ۳- درست دانستن یا مناسب تشخیص دادن سخن یا عملی.

              پیمایش به بالا