اسم

تاوان

[ په. ] (اِ.)
۱- غرامت، جریمه.
۲- عوض، بدل.

    تاول

    (وَ یا وِ) (اِ.) برآمدگی و تورم پوست بر اثر سوختگی یا ساییدگی.

      تای

      (اِ.)
      ۱- لای.
      ۲- فرد.
      ۳- نصف خروار.

        تان

        (اِ.) تار؛ مق. بود. رشته‌ای چند که جولاهگان از پهنای کار زیاد آورند و آن را نبافند.

          تانژانت

          [ فر. ] (اِ.) خطی است که فقط در یک نقطه به منحنی برخورد می‌کند.

            تانسوخ

            [ مغ. ] (اِ.) = تنسوخ. تنسخ. تانکسوق. تنکسوق. تنسق: چیز نفیس، تحفه نایاب که به عنوان هدیه برای بزرگان برند.

              تانک

              [ انگ. ] (اِ.)
              ۱- منبع بزرگ معمولاً استوانه‌ای جهت ذخیره مایعاتی مانند: آب، نفت و…
              ۲- از وسایط نقلیه جنگی زنجیردار که بدنه آن زره پوش و مجهز به توپ و مسلسل است.

                Scroll to Top