اسم

تالاموس

[ فر. ] (اِ.) هر یک از دو توده خاکستری که در طرفین بطن سوم مغز قرار دارد و بخشی از دیواره جانبی حفره بطن سوم را تشکیل می‌دهد، نَهَنج. (فره).

    تالان

    [ فر. ] (اِ.) واحد وزنی در یونان قدیم.

      تالی

      [ ع. ] (اِفا. ص.)
      ۱- از پی رونده.
      ۲- دنبال، دوّم.

        تان

        (اِ.) تار؛ مق. بود. رشته‌ای چند که جولاهگان از پهنای کار زیاد آورند و آن را نبافند.

          تانژانت

          [ فر. ] (اِ.) خطی است که فقط در یک نقطه به منحنی برخورد می‌کند.

            تانسوخ

            [ مغ. ] (اِ.) = تنسوخ. تنسخ. تانکسوق. تنکسوق. تنسق: چیز نفیس، تحفه نایاب که به عنوان هدیه برای بزرگان برند.

              تاکس

              (کْ) [ فر. ] (اِ.) نرخ، قیمت ثابت هر چیز.

                Scroll to Top