اسم

تاس

(اِ.)
۱- اضطراب، بی تابی.
۲- اندوه.

    تاس

    (اِ.)
    ۱- مکعبی کوچک دارای شش سطح که روی هر سطح تعدادی نقطه وجود دارد. به تعداد عددی که تاس نشان می‌دهد، مهره را در بازی نرد، حرکت می‌دهند.
    ۲- کاسه مسی، بادیه.

      تاسه

      (س ِ) (اِ.)
      ۱- اندوه، ملالت.
      ۲- اضطراب، بی تابی.
      ۳- ویار، میل شدید به خوردن بعضی از میوه‌ها یا خوراکی‌ها که بیشتر به خانم‌های آبستن دست می‌دهد.

        تاسه

        (~.) (اِمص.) نفس زدن پیاپی انسان و حیوان از کثرت گرما یا تلاش.

          تاش

          (اِ.)
          ۱- کک و مک.
          ۲- ماه گرفتگی.

            تاز

            (اِ.)
            ۱- امرد، مخنث.
            ۲- فرومایه، سفله.
            ۳- محبوب، معشوق.

              تازنگ

              (زَ) (اِ.) ستونی از گچ و سنگ که زیر سقف خانه می‌زنند.

                Scroll to Top