اسم

نباتات

(نَ) [ ع. ] (اِ.) جِ نبات ؛ گیاه‌ها، رستنی‌ها.

    نباج

    (نَ) (اِ.) = نباغ. انباغ: هر یک از دو زن یک شوهر نسبت به دیگری.

      نباح

      (نُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- آواز شیر.
      ۲- صدای سگ.
      ۳- هجو، هجا.

        نباهت

        (نَ هَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بزرگوار شدن، خوشنام شدن.
        ۲- (اِمص.) خوشنامی.

          نبایل

          (نَ یِ) [ ع. نبائل ] (اِ.) ج. نبیله.
          ۱- بزرگان.
          ۲- کارهای بزرگ.
          ۳- نیکویی‌ها.

            ناوک

            (وَ) (اِمصغ.) تیر، تیری که با کمان اندازند.

              ناوگان

              (اِ.) کشتی‌های جنگی، مجموعه‌ای از ناوها.

                پیمایش به بالا