پیوس
(اِ.) = بیوس:
۱- انتظار، امید.
۲- طمع، توقع.
(پَ یا پِ وَ) (اِ.)
۱- پیوستگی، اتصال.
۲- بستگی، وصلت.
۳- خویشاوند، قوم.
۴- رشتههایی که ماهیچهها را به یکدیگر متصل میکنند.
۵- وصل کردن شاخه درختی به درختی دیگر از همان نوع که میوههایش نامرغوب است، برای بهتر شدن میوهها.
۶- ترکیب.
(نِ) (اِ.)
۱- تکه پارچهای که بر قسمت پاره شده جامه دوزند.
۲- پوست کلفت و ضخیم شده کف دست در اثر کار زیاد.
(~.) (ا.) حشره کوچکی که بر پشت سرخ رنگ آن خالهای سفید دارد، روی درخت زندگی میکند و از شته آن تغذیه میکند. کفش دوزک هم گویند.
(لُ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- شمعک.
۲- طبقه همکف ساختمان که ارتفاع آن از بقیه طبقهها کمتر است و معمولاً به عنوان پارکینگ و موتورخانه و یا انباری استفاده میشود.