پیوندگاه
(~.) (اِمر.) جای به هم پیوستن دو استخوان. مفصل، بند.
(~.) (ا.) حشره کوچکی که بر پشت سرخ رنگ آن خالهای سفید دارد، روی درخت زندگی میکند و از شته آن تغذیه میکند. کفش دوزک هم گویند.
(یِ) (اِ.) چربی، روغن، به ویژه چربی حیوانی. ؛ ~ چیزی را به تن مالیدن خود را برای تحمل امر ناگواری آماده کردن.
(~.) (اِمر.) نوعی چراغ با ظرف سفالی یا فلزی که در آن پیه یا روغن کرچک را به جای نفت میریختند و فتیلهای پنبهای را برای روشن کردن در آن قرار میدادند.