اسم

تا

[ په. ] (اِ.) مثل، مانند.

    تا

    [ په. ] (اِ.) تخته، ورق، طاق، طاقه.

      پینه دوز

      (~.) (ا.) حشره کوچکی که بر پشت سرخ رنگ آن خال‌های سفید دارد، روی درخت زندگی می‌کند و از شته آن تغذیه می‌کند. کفش دوزک هم گویند.

        پیه

        (یِ) (اِ.) چربی، روغن، به ویژه چربی حیوانی. ؛ ~ چیزی را به تن مالیدن خود را برای تحمل امر ناگواری آماده کردن.

          پیه سوز

          (~.) (اِمر.) نوعی چراغ با ظرف سفالی یا فلزی که در آن پیه یا روغن کرچک را به جای نفت می‌ریختند و فتیله‌ای پنبه‌ای را برای روشن کردن در آن قرار می‌دادند.

            پیو

            (اِ.) پاره گل خشک شده، کلوخ.

              Scroll to Top