اسم

پیلپا

(اِمر.)
۱- پای پیل.
۲- مرضی است که پای آدمی باد می‌کند و بزرگ می‌شود.

    پیلسته

    (لَ تِ) (اِمر.)
    ۱- استخوان فیل، عاج.
    ۲- انگشت دست و ساعد که مانند عاج سفید است.

      پیله

      (لِ) (اِ.)
      ۱- محفظه‌ای که کرم ابریشم و بعضی حشرات دیگر با لعاب دهان خود، دور خود درست می‌کنند و پس از طی کردن دوره د گردیسی و بالغ شدن، از آن خارج می‌شوند.

        پیله

        (~.)(اِ.)
        ۱- چرک و ورم کردن پای دندان، آبسه.
        ۲- جوش مانندی که در پلک چشم بوجود می‌آید.

          پیکره

          (پِ کَ رِ) (اِ.)
          ۱- تصویر، نقش.
          ۲- مجسمه، تندیس.

            پیل

            (اِ.)
            ۱- فیل.
            ۲- یکی از مهره‌های شطرنج به شکل فیل.

              Scroll to Top