اسم

پیفه

(فِ) (اِ.) چوب پوسیده که به جای آتشگیره به کار ببرند؛ پد، پود.

    پیک

    (پَ یا پِ) (اِ.) قاصد، نامه بر.

      پیک

      [ فر. ] (اِ.) ورق بازی که بر آن صورتی چون سر نیزه‌است و به همین مناسبت آن را بدین نام خوانند.

        پیک نیک

        [ انگ. ] (اِ.) گردش و تفریح دسته – جمعی در بیرون شهر.

          پیکادور

          (دُ) [ فر. ] (اِ.) سوارکاری که در تاخت حیوانی مهاجم مانند گاو و جز آن را به نیزه زند.

            پیکار

            (پَ یا پِ) (اِ.)
            ۱- جنگ، نبرد.
            ۲- ستیزه، بدخویی.

              پیکان

              (پِ) (اِ.) آهن نوک تیز سر تیر و نیزه.

                پیکر

                (پِ کَ) (اِ.)
                ۱- کالبد، جسم.
                ۲- صورت، تصویر.
                ۳- شکل، ریخت.
                ۴- رقم.
                ۵- نقش و نگاری که برای آرایش و زینت باشد.

                  پیکره

                  (پِ کَ رِ) (اِ.)
                  ۱- تصویر، نقش.
                  ۲- مجسمه، تندیس.

                    Scroll to Top