ناوند
(وَ) (اِمر.) بالشچهای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تافته چسبانند تا نان بپزد، رفیده، نابند.
(وَ) (اِمر.) بالشچهای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تافته چسبانند تا نان بپزد، رفیده، نابند.
(اِ.)
۱- نِی، ساز بادی.
۲- گلو، حلقوم.
۳- لولهای غضروفی که از گلو به پایین جلوی مری قرار دارد و هوا را به ششها میرساند.
(یِ) [ ع. نائب ] (اِفا.) جانشین. ؛~الزیاره کسی که از طرف دیگری بقعه متبرکی را زیارت کند. ؛ ~الحکومه الف – کسی که به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند. ب – بخشدار (فره). ؛ ~التولیه کسی که از طرف متولی امور بقعه یا موقوفهای را اداره کند.