اسم

پیشان

(پِ) (اِ.)
۱- پیشِپیش را گویند که از آن پیشتر چیزی نباشد، ازل.
۲- لیاقت و شایستگی.

    پیشانی

    (اِ.)
    ۱- جبین، جلوی سر بین ابرو و موی سر.
    ۲- بخت، اقبال.

      پیش خانه

      (نِ) (اِمر.)
      ۱- پیشگاه خانه.
      ۲- ایوان.
      ۳- لوازم و اسباب سفر که از پیش فرستاده شود.

        پیش خور

        (خُ) (اِمص.) گرفتن و مصرف کردن پول کالایی که تحویل داده نشده یا کاری که انجام نشده.

          پیش فاکتور

          (تُ) [ فا – انگ. ] (اِ.) برگه‌ای که نشان می‌دهد فروشنده آمادگی فروش کالایی را به بهای اعلام شده دارد.

            پیش بها

            (بَ) (اِمر.) پولی که پیش از دریافت کالا به فروشنده دهند تا هنگام تحویل کالا بقیه پول را بپردازند، بیعانه.

              پیش پرداخت

              (پَ) (اِمر.) پولی که پیش از موعد مقرر به کارگران و حقوق بگیران پرداخت شود، مساعده.

                پیش پرده

                (پَ دِ) (اِ.) فیلم کوتاهی که دربردارنده منتخبی از نماهای حساس و جذاب فیلم اصلی باشد و نمایش فیلم اصلی را در آینده‌ای نزدیک نوید دهد.

                  پیس

                  (یِ) [ فر. ] (اِ.) نمایشنامه.

                    Scroll to Top