اسم

پهره

(پَ رَ یا رِ) (اِ.) نگهبانی، پاس.

    پنگ

    (پَ) (اِ.) خوشه خرما که خرماهای آن را گرفته باشند.

      پنگان

      (پَ) [ معر. ] (اِ.) کاسه‌ای مسی که ته آن سوراخ داشت و دهقانان در گذشته از آن برای تعیین مدت زمان استفاده از آب چشمه یا قنات استفاده می‌کردند. به این طریق که این کاسه را روی ظرفی از آب قرار می‌دادند، مدت زمان پر شدن این کاسه، فرصت استفاده هر دهقان از آب چشمه یا قنات بود.

        پنگوئن

        (پَ ئَ) [ فر. ] (اِ.) پرنده‌ای از راسته پرندگان دریایی و بی پرواز است. بال‌هایش از پره‌های پولک مانند به رنگ سیاه و سفید پوشیده شده و بدون شاهپر است. در زیر پوست چربی فراوان ذخیره دارد و می‌تواند به صورت قائم بایستد. در قطب جنوب دیده می‌شود.

          پنهان

          (پِ) [ په. ]
          ۱- (ق.) ناپیدا، پوشیده.
          ۲- (اِ.) راز، سرّ.

            پندار

            (پِ یا پَ) (اِ.)
            ۱- گمان.
            ۲- سوءظن.
            ۳- اندیشه.
            ۴- خودبینی.

              پنداره

              (پِ رِ) (اِ.)
              ۱- گمان.
              ۲- خیال.
              ۳- فکر، اندیشه.

                پنداوسی

                (پَ یا پِ وَ) (اِ.) سکه‌ای در قدیم برابر با ارزش پنج دینار.

                  Scroll to Top