اسم

پنک

(پِ) (اِ.) گرفتن و فشار دادن گوشت یا پوست بدن با دو سر انگشت چنان که به درد آید، نشگون.

    پنکه

    (پَ کِ) [ هند. ] (اِ.) بادبزن برقی.

      پند

      (پِ) (اِ.) مقعد، نشستنگاه، دبر.

        پندار

        (پِ یا پَ) (اِ.)
        ۱- گمان.
        ۲- سوءظن.
        ۳- اندیشه.
        ۴- خودبینی.

          پنداره

          (پِ رِ) (اِ.)
          ۱- گمان.
          ۲- خیال.
          ۳- فکر، اندیشه.

            پنداوسی

            (پَ یا پِ وَ) (اِ.) سکه‌ای در قدیم برابر با ارزش پنج دینار.

              پندش

              (پُ دَ) (اِ.) = پند. پندک. پنجش: (اِ.) گلوله پنجه حلاجی کرده ؛ پنجک، بند، بندک، باغنده، گلوج پنبه.

                پندنامه

                (~. مِ) [ په. ] (اِمر.)
                ۱- اندرزنامه، نصیحت نامه.۲ – نامه مشتمل بر پند و نصیحت.

                  پنجه بوکس

                  (~. بُ) [ فا – انگ. ] (اِ.) سلاح سرد به صورت حلقه‌های به هم پیوسته دارای برآمدگی‌های نوک تیز که در پنجه می‌کنند.

                    Scroll to Top