اسم

پنج نوبت

(پَ. نُ بَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- پنج بار نواختن کوس یا دهل و نقاره در مدت شبانه روز بر در سرای سلاطین.
۲- پنج وقت نماز.

    پنج نوش

    (~.) (اِمر.) معجونی که در قدیم پزشکان از پنج داروی مقوی می‌ساختند.

      پنجاه

      (پَ) [ په. ] (اِ.) عددی که بعد از چهل و نه و پیش از پنجاه و یک است.

        پنجاهه

        (پَ هِ) (اِمر.)
        ۱- مدت اعتکاف نصاری و آن پنجاه روز باشد چنان که چله اهل اسلام چهل روز است ؛ خمسین.
        ۲- یاد کرد کسی در پایان پنجاه سال.

          پنجره

          (پَ جِ رِ) (اِ.) ساختاری در دیوار اتاق، ساختمان یا وسیله نقلیه برای وارد شدن روشنایی، هوا یا هر دو و دیده شدن قضای بیرون یا درون.

            پلیس

            (پُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- مجموعه نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه.
            ۲- پاسبان، آژان.

              پلیمر

              (پُ مِ) [ فر. ] (اِ.) مولکول عظیم – الجثه‌ای که از مولکول‌های ساده با جرم مولکولی کم ساخته شود، بسپار. (فره).

                Scroll to Top