اسم

پماد

(پُ) [ فر. ] (اِ.) ماده دارویی نرم که جهت استعمال خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    پمپ

    (پُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی برای جابه جا کردن مایعات، تلمبه.

      پمپاژ

      (پُ) [ فر. ] (اِمص.) بیرون کشیدن سیالات از جایی و داخل کردن آن به جای دیگر به کمک تلمبه یا پمپ، تلمبه زنی، پمپ زنی. (فره).

        پناباد

        (پَ) (اِ.) سکه نقره به وزن نیم مثقال، رایج در زمان قاجاریه.

          پناغ

          (پَ) (اِ.)
          ۱- تار ابریشم.
          ۲- ریسمانی که دور دوک پیچیده باشند.

            پنالتی

            (پِ) [ انگ. ] (اِ.) جریمه‌ای که بر اثر خطای بازیکن به نفع حریف به او تعلق می‌گیرد و نوع آن در بازی‌های مختلف فرق دارد.

              پنام

              (پَ) [ په. ] (اِ.) پارچه‌ای چهارگوشه که در دو گوشه آن دو بند دوزند و پیشوایان زرتشتی در وقت خواندن اوستا یا نزدیک شدن به آتش آن را بر روی خود بندند تا چیزهای مقدس از دم آنان آلوده نشود. پدام هم گویند.

                پناه گاه

                (~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.

                  پناهنده

                  (پَ هَ دِ یا دَ) (اِفا.) آن که به کسی یا چیزی پناه برد، زینهاری، ملتجی. ؛~ اجتماعی کسی که به خاطر رواج تعصب دینی یا اجتماعی یا ناامنی و جنگ در میهنش به کشور دیگری پناه می‌برد. ؛~ سیاسی کسی که به خاطر مبارزه سیاسی و مخالفت با حکومت کشورش به کشور دیگری پناه می‌برد.

                    Scroll to Top