اسم

پشت مازه

(پُ. زِ) (اِمر.)
۱- تیره پشت، ستون فقرات.
۲- گوشتی که بر دو طرف ستون فقرات جای دارد، راسته.

    پشتک

    (پُ تَ) (اِ.) نوعی پرش در آب یا زمین که چند معلق در هوا زنند و سپس فرود آیند.

      پشتک وارو

      (پُ تَ) (اِمر.) قسمی معلق، پریدن کسی که پشت به آب ایستاده و معلق زند و بر آب فرود آید.

        پشته

        (پُ تِ) (اِمر.)
        ۱- کوله بار، پشتواره.
        ۲- تل، تپه.
        ۳- مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد.
        ۴- فاصله میان دو چاه قنات.

          پشتو

          (پَ تُ) (اِ.) از زبان‌های ایرانی شرقی که بیشتر در باختر و جنوب افغانستان و شمال باختری پاکستان رواج دارد.

            پشتوانه

            (پُ نِ) (اِمر.)
            ۱- سپرده بانکی.
            ۲- مقدار طلا و نقره و جواهر و مانند آن که از طرف دولت یا بانک ناشر اسکناس برای اعتبار چاپ اسکناس تعیین و نگه داری می‌شود.

              پش

              (پَ) (اِ.) یال گردن و کاکل اسب.

                Scroll to Top