اسم

پروار

(پَ) [ په. ]
۱- (ص.) فربه، چاق.
۲- (اِمر.) جایی که گوسفند یا گاو را نگاهدارند تا فربه شوند.

    پرواز

    (پَ) (اِ.)
    ۱- پرش، پریدن.
    ۲- تخته‌های باریکی که روی سقف کنار هم می‌چینند و حصیر یا پوشال را روی آن می‌اندازند.

      پروازه

      (پَ زِ) (اِ.)
      ۱- توشه و طعامی که در سفر یا شکار همراه خود برند.
      ۲- آتشی که ایرانیان در شب عروسی پیش پای عروس و داماد بیفروزند.
      ۳- ریزه‌های زرورق یا هر چیز زر مانندی که در عروسی روی سر عروس و داماد می‌ریزند.
      ۴- عیش و خرمی.

        پرواس

        (پَ) (اِ.)
        ۱- پرواز.
        ۲- فراغ، نجات، خلاص.

          پرهیز

          (پَ) (اِ.)
          ۱- خویشتن داری.
          ۲- نخوردن بعضی از غذاها.
          ۳- خودداری از حرام.

            پرو

            (پِ رُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- آزمایش لباس از طرف خیاط بر تن مشتری.
            ۲- مدرک، مسند.

              Scroll to Top