پروانه
(~.) (اِ.)
۱- دلیل، رهبر.
۲- یکی از گوشههای همایون.
(پَ نِ) (اِ.)
۱- نام عمومی هر یک از تیره پروانگان جزو رده حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد.
۲- پروانک، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت میکند و بازمانده شکار آن را میخورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.
(~.) [ فر. ] (اِ.)
۱- تبلیغ برای فروش جنس.
۲- هر نوع کوشش برای انتشار و ترویج مرام و مسلکی.
(پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) ~هر نوع وسیله مصنوعی جانشین برای جبران نقص عضو، حفظ زیبایی یا هر دو. مانند دندان، چشم یا پای مصنوعی.
(~.) [ فر. ] (اِ.) ماده سیال و بی رنگ زنده سلولهای گیاهی و جانوری که از دو جزو سیتوپلاسم و هسته تشکیل شده و سطح آن دارای نیروی کششی خاصی است که آن را از جاری شدن محفوظ میدارد و ضمناً موجب حفظ آن در برابر مایعات دیگر است، درون یاخته (فره).