(پَ) (اِ.) لباس لطیف و منقش.
(پَ رَ) [ په. ] (اِ.) ۱- حریر ساده، ابریشم بی نقش. ۲- شمشیر، شمشیر جوهردار.
(پَ) (اِ.) ۱- ابزاری برای کشیدن اشکال هندسی. ۲- فلک. ۳- بخت و اقبال.
(پَ لَ) (اِ.) ۱- وصله، پینه. ۲- پارهای از هر چیز.
(پَ گَ) (اِ.) طوق، طوقی زرین که پادشاهان بر گردن میکردهاند و گاه بر گردن اسب میانداختند.
(پُ رُ) [ فر. ] (اِ.) برنامه.
(پَ گَ نَ یا نِ) (اِ.) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.
(پَ) (اِ.) عمارت عالی.
(پَ) (اِ.) = برماس: ۱- لمس، لامسه. ۲- یازیدن، دراز کردن.
(پَ) (اِ.) ۱- تلاش کردن و درهم آویختن. ۲- طلوع آفتاب.