اسم

پرگنه

(پَ گَ نَ یا نِ) (اِ.) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.

    پرماس

    (پَ) (اِ.) = برماس:
    ۱- لمس، لامسه.
    ۲- یازیدن، دراز کردن.

      پرک

      (پِ) (اِ.)
      ۱- بوی پیه گندیده.
      ۲- بوی ظرف چرب ناپاک شسته و مانند آن.

        پرسنل

        (پِ سُ نِ) [ فر. ] (اِ.) مجموع افراد یک مؤسسه یا کارکنان بخش خاصی از آن، کارکنان. (فره).

          پرسه

          (پَ س ِ) (اِ.)
          ۱- راه رفتن بسیار و بی نتیجه.
          ۲- رفتن گدایان به گدایی.

            پرسه

            (پُ س ِ) (اِمص.)
            ۱- احوالپرسی، عیادت.
            ۲- تسلیت.
            ۳- آمار، شمار.
            ۴- مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مرده‌است.
            ۵- مجلس ترحیم.

              پرسوناژ

              (پِ سُ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- شخص مشهور، شخص مهم.
              ۲- شخص بازی، کسی که در حوادث و موضوع نمایشنامه یا داستان باشد.

                پرسیاوشان

                (پَ رْ وُ) (اِ.) گیاهی است پایا از رده سرخس‌ها با ساقه‌های باریک و برگ‌های ریز که در جاهای گرم و مرطوب می‌روید.

                  Scroll to Top