اسم

پرچین

(پَ) (اِمر.) دیواری که از آمیختن گِل و شاخه‌های درخت و بوته، گرداگرد باغ یا کشتزار درست کنند.

    پرخاش

    (پَ) (اِ.)
    ۱- ستیزه، پیکار.
    ۲- با سخنان درشت با هم ستیزه کردن.

      پرخچ

      (پَ رَ) (اِ.)کفل و سُرین اسب و استر و مانند آن.

        پرخش

        (پَ رَ) (اِ.)
        ۱- سرین اسب و استر.
        ۲- شمشیر، تیغ.

          پرخو

          (پَ خُ) (اِ.) = فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخه‌های زیادی اشجار.

            پرد

            (~.) (اِ.)
            ۱- لای و ته جامه و کاغذ چنان که گویند یک پرد و دو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته.
            ۲- خواب مخمل و جامه و مانند آن.

              پرد

              (پَ) (اِ.) = برد:
              ۱- چیستان، لغز، احجیه.

                پرتقال

                (پُ تِ) (اِ.) درختی است از تیره مرکبات ویژه مناطق مرطوب. میوه آن کروی، آبدار، شیرین و سرشار از ویتامین ث می‌باشد و دارای پوست نارنجی است.

                  پرتگاه

                  (پَ) (اِ.) جای بلندی که احتمال پرت شدن از آن وجود دارد.

                    Scroll to Top