اسم

پرتقال

(پُ تِ) (اِ.) درختی است از تیره مرکبات ویژه مناطق مرطوب. میوه آن کروی، آبدار، شیرین و سرشار از ویتامین ث می‌باشد و دارای پوست نارنجی است.

    پرتگاه

    (پَ) (اِ.) جای بلندی که احتمال پرت شدن از آن وجود دارد.

      پرتو

      (پَ) (اِمر.)
      ۱- فروغ و روشنایی.
      ۲- بازتاب نور.
      ۳- اثر، تأثر.

        پرپر

        (پُ. پَ) (اِمر.)
        ۱- پوشیده از پر.
        ۲- هر گیاهی که گلش بر اثر تربیت و توجه بیش از حد معمول گلبرگ داشته باشد.

          پرپره

          (پَ پَ رِ یا رَ) (اِ.) سکه کوچک تنگ را گویند؛ پشیز، فلوس، پولک. دینار.

            پرالک

            (پَ لَ)
            ۱- (اِ.) فولاد جوهردار.
            ۲- تیغ و شمشیر جوهردار.

              پرانتز

              (پَ تِ) [ فر. ] (اِ.) نشانه‌ای است قوسی شکل () که برای نوشتن جمله معترضه و مانند آن به کار رود، هلال، قوس، کمان. (فره).

                پربار

                (پَ) (اِ.)
                ۱- خانه تابستانی.
                ۲- بالاخانه.

                  پر

                  (~.) (اِ.)
                  ۱- گوشه شال، روسری.
                  ۲- بخش پایین دامنه لباس. ؛به ~و پای کسی پیچیدن با ایرادها یا آزارهای پیاپی کسی را به ستوه آوردن.

                    Scroll to Top