اسم

پرتو

(پَ) (اِمر.)
۱- فروغ و روشنایی.
۲- بازتاب نور.
۳- اثر، تأثر.

    پرتره

    (پُ رِ) [ فر. ] (اِ.) طرح صورت، نقاشی چهره.

      پرالک

      (پَ لَ)
      ۱- (اِ.) فولاد جوهردار.
      ۲- تیغ و شمشیر جوهردار.

        پرانتز

        (پَ تِ) [ فر. ] (اِ.) نشانه‌ای است قوسی شکل () که برای نوشتن جمله معترضه و مانند آن به کار رود، هلال، قوس، کمان. (فره).

          پربار

          (پَ) (اِ.)
          ۱- خانه تابستانی.
          ۲- بالاخانه.

            پرپر

            (پُ. پَ) (اِمر.)
            ۱- پوشیده از پر.
            ۲- هر گیاهی که گلش بر اثر تربیت و توجه بیش از حد معمول گلبرگ داشته باشد.

              پرپره

              (پَ پَ رِ یا رَ) (اِ.) سکه کوچک تنگ را گویند؛ پشیز، فلوس، پولک. دینار.

                پر

                (~.) (اِ.)
                ۱- گوشه شال، روسری.
                ۲- بخش پایین دامنه لباس. ؛به ~و پای کسی پیچیدن با ایرادها یا آزارهای پیاپی کسی را به ستوه آوردن.

                  Scroll to Top