اسم

پالغ

(لُ) ( اِ.) پیمانه‌ای که از شاخ کرگدن یا گاو یا عاج فیل یا چوب درست کنند.

    پالهنگ

    (لَ هَ) (اِمر.) افسار، مهار، کمند. ؛ از زیر ~کسی در آمدن از تسلط و فرمان کسی درآمدن.

      پاکلاغی

      (کَ) (اِمر.)
      ۱- گیاهی است که برگ آن به پنجه کلاغ می‌ماند و در بهار می‌روید و آن را در آش و پلو و مانند آن می‌ریزند؛ رجل الطیر، رجل الغراب و قازایاغی نیز گویند.
      ۲- قسمی دوختن که بیشتر در کنار دستمال و رومیزی و مانند آن به کار می‌رود.
      ۳- نوعی خط شکسته ناخوانا و درهم.

        پاکنه

        (کَ نِ یا نَ) (اِمر.)
        ۱- جای پا یا پله‌ای که در کاریز و قنات و مانند آن کنده باشند.
        ۲- جایی از تون که تونتاب برای تیز کردن آتش ایستد.

          پاکنویس

          (نِ) (اِ.) آن چه از روی پیش نویس یا چرکنویس به صورت پاکیزه و خوانا نوشته می‌شود.

            پاگشا

            (گُ) (اِمر.) جشنی که بعد از عروسی در خانه اقوام و دوستان عروس و داماد برپا می‌شود به این معنی که پای عروس و داماد به خانه آن‌ها باز شود.

              Scroll to Top