اسم

پالاد

( اِ.)
۱- مطلق اسب.
۲- اسب نوبتی، جنیبت.

    پالار

    ( اِ.) تیر بزرگی که در سقف خانه به کار می‌رود.

      پالان

      ( اِ.) پوششی ضخیم انباشته از کاه، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می‌نهند برای نشستن یا بار نهادن. ؛ ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن.

        پاکت

        (کَ) [ فر. ] (اِ.) ورقه کاغذی تا شده که نامه و غیره را در آن گذارند و در آن را می‌چسبانند و به جایی ارسال می‌کنند.

          پاغنده

          (غُ دِ) (اِ.)
          ۱- گلوله از هر چیزی مانند: پنبه…
          ۲- پنبه زده شده و گلوله کرده.

            پاک

            [ فر. ] ( اِ.)
            ۱- عید فصح، عیدی که یهودیان هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری به یاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر برپا دارند.
            ۲- عیدی که مسیحیان هر سال به یاد برخاستن مسیح از میان مردگان برپا کنند.

              Scroll to Top