اسم

یادمان

(اِمر.)
۱- آن چه برای یادبود کسی یا روی دادی ساخته می‌شود.
۲- مراسمی که برای یادبود کسی یا چیزی برپا می‌شود.

    یادنامه

    (م ِ) (اِمر.) کتابی حاوی مقاله‌های متعدد که به یاد سال ولادت کسی، در زندگانی وی، یا پس از مرگ او نویسند.

      یاب

      (اِفا.) در ترکیب، به صورت مزید مؤخر به معنی یابنده آید: دیریاب، فلزیاب.

        یابر

        (ب) (اِ.) زمین یا دهی که پادشاه برای امرار معاش به کسی می‌داد.

          یابس

          (ب) [ ع. ] (اِفا.) خشک، سخت. ؛رطب و ~ به هم بافتن کنایه از: سخنان در هم و برهم و بی معنی گفتن.

            یاتاغان

            [ تر. ] (اِ.)= یاتاقان. یاطاقان: وسیله‌ای فلزی یا لاستیکی یا چرمی، که از ساییده شدن بازوی چرخ خودرو جلوگیری می‌کند.

              یاخته

              (تِ)
              ۱- (ص مف.) آخته، بیرون کشیده.
              ۲- (اِ.) سلول، سلول بدن موجودات زنده که دارای دو قسمت مهم سیتوپلاسم و هسته می‌باشد. یاخته‌ها در حقیقت کوچکترین قسمت ساختمانی موجود زنده هستند که دارای تمام خواص و تظاهرات حیاتی می‌باشند.

                یاد

                (اِ.)
                ۱- حافظه، ذهن.
                ۲- آموزش، تعلیم.
                ۳- بیداری.
                ۴- اندیشه، فکر.
                ۵- خاطر. ؛ ~ کسی دادن کسی را آموزس دادن.

                  Scroll to Top