پارنجن
(رَ جَ) (اِمر.) نک پاآورنجن.
(رِ) [ په. ] ( اِ.)
۱- رشوه.
۲- ارمغان.
۳- نوعی حلوا.
۴- پیشکش، هدیه.
۵- بهر، بخش.
۶- قطعه، تکه.
۷- پینه، وصله.
۸- دارای پارگی، شکافته.
۹- نادوشیزه.
۱۰ – گرز آهنین.
۱۱ – پول، مسکوک.
۱۲ – کود.
۱۳ – باج، خراج. ؛ ~ی دل عزیزترین کس نزد آدمی چون فرزند، پاره جگر. ؛ ~سنگ، قطعهای از سنگ. ؛~ی زرد پارچه زردی که یهودان برای امتیاز از مسلمانان در کتف میدوختند، عسلی، غیاره.
( اِ.) = پاروب:
۱- آلتی چوبی (مانند بیل) که با آن برف را از پشت بام یا پیاده روها میروبند.
۲- ابزاری برای راندن قایق (بدون موتور).
(کُ مِ) [ فر. ] (اِمر.) دستگاهی است که در محلهای مجاز پارک اتومبیل نصب میشود که با پرداخت مقدار معینی پول میشود برای مدتی معین ماشین را پارک کرد، ایست سنج، توقف سنج (فره).