اسم

پاردم

(دُ) (اِمر.) چرمی که بر عقب زین یا پالان می‌دوزند و زیر دم اسب می‌اندازند.

    پارس

    ( اِ.) نام قوم ایرانی و محل سکونت ایشان در جنوب ایران.

      پارس ئیل

      [ تر. ] (اِ.) سال پلنگ، یکی از سال‌های دوازده گانه ترکان.

        پارسنگ

        (سَ) (اِمر.)نک پاسنگ. ؛ ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.

          پارشمن

          (رْ شُ مَ) (اِ.) پوست حیوانی، مخصوصاً پوست بز و گوسفند که برای نوشتن و چاپ پیرایند؛ پوست آهو.

            پارک

            [ انگ. ] ( اِ.) توقف اتومبیل‌ها و دیگر وسایل نقلیه.

              پیمایش به بالا