اسم

پادشا

(دِ) (اِمر.)
۱- پادشاه.
۲- فرمانروا.
۳- مجازاً مأذون، مختار.
۴- خدا.

    پادشاه

    (~.) [ په. ] (اِمر.)
    ۱- فرمانروایی که تاج و تخت داشته باشد، ملک، سلطان.
    ۲- حاکم، مسلط، صاحب اختیار.
    ۳- خدا.
    ۴- محیط، تاونده.

      پاراتیروئید

      (رُ) [ فر. ] (اِ.) دو زوج غده که در طرفین غده تیروئید قرار دارند، به طوری که دو تا در بالا و دو تا در پایین قرار گرفته، عمل این غده‌ها تنظیم و بررسی متابولیسم بدن است و حذف غده‌های مزبور موجب مرگ حیوان یا انسان می‌شود. این غده‌ها خاصیت ضد سم نیز دارند و برداشتن آن‌ها سبب ایجاد تشنجات در بدن انسان می‌گردد؛ غده فوق در قی.

        پادشاهی

        (~.) [ په. ]
        ۱- (حامص.) سلطنت، ملکت.
        ۲- ( اِ.) مملکت، قلمرو.
        ۳- مدت سلطنت.
        ۴- تسلط، چیرگی.

          پادگان

          (دِ) [ په. ] (اِمر.)
          ۱- محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.۲ – سربازخانه، ساخلو.
          ۳- دسته -‌های پیاده نظام عهد ساسانی.

            پادگانه

            (دِ نِ)(اِمر.)۱ – بام، پشت بام.
            ۲- پنجره، دریچه.
            ۳- فضای صاف و بلند در دامنه کوه.

              پادنگ

              (دَ) (اِمر.)
              ۱- دنگ برنج کوبی که با پا حرکت داده می‌شود.
              ۲- نوعی ساعت که پاندول آن مانند پادنگ باشد.

                پاده

                (دِ) [ اوست. ] (اِ.)۱ – گله گاو و خر.
                ۲- چراگاه.

                  Scroll to Top