پارتیزان
[ فر. ] (اِ.) چریک، سربازی که به صورت غیرکلاسیک و نامنظم با دشمن میجنگد.
(ش ِ) [ انگ. ] (اِ.) دیواری ثابت یا متحرک و نازک برای تقسیم کردن اتاقی بزرگ به بخشهای کوچک تر، دیوارک. (فره).
[ فر. ] ( اِ.)
۱- حشو، زاید.
۲- انگل، طفیلی.
۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود میآید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.
(دَ) (اِمر.)
۱- دنگ برنج کوبی که با پا حرکت داده میشود.
۲- نوعی ساعت که پاندول آن مانند پادنگ باشد.