پارچه
(چِ) (اِمصغ.)
۱- پاره، تکه.
۲- هر چیز بافته شده.
[ فر. ] ( اِ.)
۱- حشو، زاید.
۲- انگل، طفیلی.
۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود میآید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.
[ فر. ] ( اِ.)جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغنهای سنگین به دست میآید. در شمع سازی و تهیه ورنیها استعمال میشود. پارافین مایع در پزشکی به عنوان مسهل به کار میرود.
(کِ) [ فر. ] (اِ.) خدمات بهداشتی و درمانی مربوط به ناهنجاریهای نهفته در ورای تظاهرات بالینی که معمولاً از طریق بررسیهای آزمایشگاهی کشف میشود، پیرابالینی. (فره).
[ فر. ] (اِ.) بخشی از یک نوشته که معمولاً از یک اصل یا جنبه معین گفتگو میکند و با شروع سطر تازه از بخشهای دیگر جدا میشود، بند (فره)، جزء، فقره.