بؤس
(بُ) [ ع. ] ( اِ.)
۱- تنگی، سختی.
۲- فشار. ؛ نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.
[ په. ] (اِ.)
۱- سرزمین، ناحیه.
۲- زمین شیار نکرده.
۳- جا، مقام.
۴- سرشت، طبیعت.
۵- پارچه قاب گرفتهای که روی آن نقاشی کنند.
۶- زمینه پارچه زردوزی شده.
(دَ) (اِمر.) گیاهی از تیره مرکبان دارای ساقههای بلند و برگهای بسیار بریده و گلهای خوشهای مرکب. ارتفاعش تا ۷۰ سانتی متر میرسد. رنگ گلهایش سفید یا صورتی و گلبرگهایش ریز و خوشبوست، علف هزار برگ، زهره القندیل.