اسم

بؤس

(بُ) [ ع. ] ( اِ.)
۱- تنگی، سختی.
۲- فشار. ؛ نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.

    بی بی

    [ تر. ] (اِ.)
    ۱- کدبانو.
    ۲- مادربزرگ.
    ۳- از خال‌های ورق که میان شاه و سرباز جای دارد.

      بوم

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- سرزمین، ناحیه.
      ۲- زمین شیار نکرده.
      ۳- جا، مقام.
      ۴- سرشت، طبیعت.
      ۵- پارچه قاب گرفته‌ای که روی آن نقاشی کنند.
      ۶- زمینه پارچه زردوزی شده.

        بومادران

        (دَ) (اِمر.) گیاهی از تیره مرکبان دارای ساقه‌های بلند و برگ‌های بسیار بریده و گل‌های خوشه‌ای مرکب. ارتفاعش تا ۷۰ سانتی متر می‌رسد. رنگ گل‌هایش سفید یا صورتی و گلبرگ‌هایش ریز و خوشبوست، علف هزار برگ، زهره القندیل.

          بومره

          (مَ رَّ) [ ع. ابومره ] (اِ.) ابلیس، شیطان.

            بون

            (بَ) [ ع. ] (اِ.) دوری، جدایی.

              Scroll to Top