اسم

بهرمان

(بَ رَ)(اِ.)۱ – نوعی یاقوت سرخ.
۲- پارچه ابریشمین رنگین ؛ بهرمن نیز گویند.

    بهره

    (بَ رِ) [ په. ] (اِ.)۱ – نصیب، قسمت.
    ۲- سود، نفع.
    ۳- حاصل، محصول.
    ۴- حاصل قست.

      بهروج

      (بِ رُ) (اِمر.) = بهرو:
      ۱- نوعی بلور کبود شفاف و کم قیمت.
      ۲- کندر هندی.

        بهشت

        (بِ هِ) [ په. ] (اِ.)جایی خوش آب وهوا و سرسبز و خرم و سرشار از خوبی‌ها و لذت‌ها که پاداش پس از مرگ است، فردوس، جنت، مینو، خلد.

          بهق

          (بَ هَ) [ معر. ] (اِ.) خال‌ها و نقطه‌های سیاه و سفید روی بدن، لک و پیس. کک و مک. بهک نیز گویند.

            بهک

            (بَ هَ) (اِ.) لک و پیس، کک و مک.

              بهله

              (بَ لِ) (اِ.)دستکش چرمی که میرشکاران ب رای نگهداشتن باز بر روی دست بر دست می‌کردند.

                Scroll to Top