اسم

بنه

(بُ نِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- بار و اسباب سفر.
۲- مال، دارایی.
۳- زاد، توشه.
۴- جفت.
۵- رخت و لباس.
۶- لانه و آشیانه مرغ.
۷- خانه، شبستان.

    بنه کن

    (~. کَ) (اِمر.) حرکت دسته جمعی یک خانواده یا یک دسته از جایی به جایی.

      بنو

      (بُ) (اِ.) = بنوه: خرمن گندم و جو و کاه و مانند آن.

        بنک

        (بَ نَ) (اِ.)
        ۱- نوعی از قماش اطلس که بر آن گل‌های زربفت باشد.
        ۲- گل‌ها و نشان‌ها که بر روی مهوشان از نوشیدن شراب بهم رسد، عرق که بر پیشانی ایشان نشیند.

          بندوق

          (بَ یا بُ) (اِ.) = بندق: تفنگ. ج. بنادیق.

            بندیمه

            (بَ مَ یا مِ) (اِ.)= بندمه. بندنه. بندینه:
            ۱- تکمه.
            ۲- گوی گریبان.

              بنزن

              (بَ زَ یا زِ) [ فر. ] (اِ.) مایعی بی رنگ و با بوی تند مخصوص که کمی سبک تر از آب است و در آن حل نمی‌شود ولی حلالی بسیار خوب است و از مشتقات نفت و قطران می‌باشد. بسیار فرُار و سریع و در صنعت اهمیت بسیار دارد.

                بنزین

                (بِ) [ فر. ] (اِ.) از فرآورده‌های نفتی که از تقطیر نفت خام به دست می‌آید و جهت سوخت وسایل نقلیه استفاده می‌شود.

                  Scroll to Top