اسم

بنک

(~.) (اِ.) = بنه: جای، مکان، جایی که نقد و جنس در آن نهند، بنگاه.

    بنک

    (بُ نَ)(اِ.)۱ – ردّ پا.
    ۲- نشان و اثر هر چیز.

      بنک

      (بَ نَ) (اِ.)
      ۱- نوعی از قماش اطلس که بر آن گل‌های زربفت باشد.
      ۲- گل‌ها و نشان‌ها که بر روی مهوشان از نوشیدن شراب بهم رسد، عرق که بر پیشانی ایشان نشیند.

        بندوق

        (بَ یا بُ) (اِ.) = بندق: تفنگ. ج. بنادیق.

          بندیمه

          (بَ مَ یا مِ) (اِ.)= بندمه. بندنه. بندینه:
          ۱- تکمه.
          ۲- گوی گریبان.

            بنزن

            (بَ زَ یا زِ) [ فر. ] (اِ.) مایعی بی رنگ و با بوی تند مخصوص که کمی سبک تر از آب است و در آن حل نمی‌شود ولی حلالی بسیار خوب است و از مشتقات نفت و قطران می‌باشد. بسیار فرُار و سریع و در صنعت اهمیت بسیار دارد.

              بنزین

              (بِ) [ فر. ] (اِ.) از فرآورده‌های نفتی که از تقطیر نفت خام به دست می‌آید و جهت سوخت وسایل نقلیه استفاده می‌شود.

                بنداق

                (بَ) (اِ.) کلاهی دراز شبیه به تاجی که درویشان و قلندران بر سر گذارند.

                  Scroll to Top