اسم

بلیت

(بِ) [ فر. ] (اِ.) = بلیط: تکه کاغذ چاپ شده برای ورود به سینما، اتوبوس، هواپیما، راه آهن و غیره.

    بلیه

    (بَ یِّ) [ ع. ] (اِ.) گرفتاری، سختی. ج. بلایا.

      بلوا

      (بَ) [ ع. بلوی ] (اِ.)
      ۱- شورش، آشوب.
      ۲- سرکشی.

        بلوچ

        (بَ) (اِ.)
        ۱- علامتی که بر تیزی طاق و ایوان نصب کنند.
        ۲- تاج خروس.
        ۳- صفحه نازکی که بر روی ساقه عمودی در جایی مرتفع آن را قرار دهند و آن به سهولت گردش می‌کند و معبر باد را نشان می‌دهد.
        ۴- پارچه گوشتی که بر ختنه گاه زنان می‌باشد و بریدن او سنت است.
        ۵- نام یکی از طوایف ایران ساکن بلوچستان.

          بلور

          (بُ یا بَ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- نوعی شیشه که از ترکیب سیلیکات دوپتاسیم و سیلیکات دوپلمب ساخته شود.
          ۲- کنایه از: شفاف.

            بلورجات

            (~.) [ معر. ] (اِ.) انواع ظرف‌ها و اشیاء ساخته شده از بلور و شیشه.

              بلوز

              (بُ) [ فر. ] (اِ.) پیراهن نیم تنه.

                Scroll to Top