اسم

بلمه

(بَ مِ) (اِ.)
۱- ریش بلند و انبوه.
۲- مردی که ریش بلند و انبوه داشته باشد. بامه هم گفته شده.

    بلنج

    (بَ لَ) (اِ.)
    ۱- اندازه، مقدار.
    ۲- مبلغ.

      بلندگو

      (~.) (اِ.) وسیله‌ای به شکل شیپور برای انتقال صوت به مسافت دور.

        بلندی

        (~.)
        ۱- (ص نسب.) علو، بالایی. مق. پستی، کوتاهی.
        ۲- ارتفاع.
        ۳- درازی، طول.
        ۴- بزرگی، عظمت.
        ۵- (اِ.) قله (کوه).
        ۶- نجد. مق. غور.
        ۷- اوج، ذروه.

          بلندین

          (بَ یا بِ لَ) (اِ.) = پلندین:
          ۱- پیرامون در خانه، آستانه.
          ۲- چوب بالایین در خانه.

            بله

            (بُ لْ) [ ع. ] (اِ.) ابله، کم خردان.

              بلغم

              (بَ غَ) (اِ.)
              ۱- ترشحات لزج سلول‌های بدن.
              ۲- از اخلاط چهارگانه بدن در طب قدیم که غلبه آن سُستی و بی حالی می‌آورد.

                بلغنده

                (بَ غُ یا غَ دِ)(اِ.)۱ – جامه دان.
                ۲- بغچه.
                ۳- هر چیز بسته شده.

                  Scroll to Top