(بُ رَ) (اِ.) مشکل، دشوار.
(بَ غِ) (اِ.) ۱- بتخانه، بتکده. ۲- خانه خدا. ۳- کوه بیستون. فغستان هم گفته شده.
(بُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دشمنی، کینه. ۲- حالتی از گلو که شخص جلو گریه خود را بگیرد.
(بَ) [ ع. ] (اِ.) کینه و دشمنی شدید.
(بَ) [ ع. ] (اِ.) استر، قاطر. ج. بغال.
(بَ غَ) (اِ.) ۱- پهلو، کنار. ۲- جانب، طرف.
(بَ غَ) (اِ.) ۱- کلاه. ۲- نوعی لباس گشاد، برگستوان. بغتان و بغلتان نیز گویند.
(بَ غَ لَ) (اِ.) ۱- غدهای که زیر بغل پیدا شود. ۲- دامن لباس.
(بَ غَ) (اِ.) ۱- نوعی قطع کتاب در اندازه تقریبی ۸*۱۲ سانتی متر. ۲- بطری کوچک مشروب.
(بَ غَ) (اِ.) چرم، پوست حیوان.