اسم

بفج

(بَ) (اِ.)
۱- کف دهان.
۲- آب دهان. بفج، بفچ هم گفته شده.

    بقاع

    (بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بقعه ؛ خانه‌ها، سرای‌ها.

      بقایا

      (بَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بقیه.
      ۱- باقی مانده‌ها.
      ۲- آثار، رسوم.
      ۳- مالیات پس افتاده.

        بقعه

        (بُ عِ) [ ع. بقعه ] (اِ.)
        ۱- قطعه‌ای از زمین.
        ۲- بنا، زیارتگاه.
        ۳- مزار ائمه و بزرگان دین.
        ۴- جای، مقام. ج. بقاع، بُقَع.
        ۵- اتاقکی که بر روی گور اولیا و قدیسان می‌سازند.

          بغل

          (بَ) [ ع. ] (اِ.) استر، قاطر. ج. بغال.

            بغل

            (بَ غَ) (اِ.)
            ۱- پهلو، کنار.
            ۲- جانب، طرف.

              بغلطاق

              (بَ غَ) (اِ.)
              ۱- کلاه.
              ۲- نوعی لباس گشاد، برگستوان. بغتان و بغلتان نیز گویند.

                بغلک

                (بَ غَ لَ) (اِ.)
                ۱- غده‌ای که زیر بغل پیدا شود.
                ۲- دامن لباس.

                  بغلی

                  (بَ غَ) (اِ.)
                  ۱- نوعی قطع کتاب در اندازه تقریبی ۸*۱۲ سانتی متر.
                  ۲- بطری کوچک مشروب.

                    Scroll to Top