اسم

بغاز

(بِ) (اِ.)
۱- قطعه چوبی که کفاشان میان کفش و قالب گذارند.
۲- تکه چوبی که نجاران به وقت شکافتن چوب در شکاف آن گذارند.

    بغاز

    (بُ) [ تر. ] (اِ.) تنگه، باب، بخشی از دریا که دو خشکی را از هم جدا می‌نماید، یا دو دریا را به هم می‌پیوندد.

      بغبندی

      (بُ غْ بَ) (اِ.) رختخواب پیچیده در چادرشب.

        بطری

        (بُ) [ انگ. ] (اِ.) ظرف استوانه‌ای شکل که دهانه آن باریک است و در آن مایعات ریزند.

          بطن

          (بَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- شکم. ج. بطون.
          ۲- درون، میان.
          ۳- قبیله، طایفه کوچک.

            Scroll to Top