بزغ
(بَ زَ) (اِ.) قورباغه.
(بُ زِ اَ فَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) کنایه از: آدم ابلهی که برای تظاهر به فهمیدن کلام سرش را تکان میدهد.
(بِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- واحد نظامی مرکب از دو فوج، تیپ.
۲- چندین واحد نظامی از یک صنف که تحت فرماندهی یک سرتیپ (ژنرال) باشند.
(بِ رِ) [ انگ. ] (اِ.) خط ویژه نابینایان که حروف آن به صورت نقطههای برجستهاست (برگرفته از نام لویی بریل موسیقی دان و معلم فرانسوی).