اسم

برگ بو

(~.) (اِمر.) گیاهی از تیره غارها جزو تیره‌های نزدیک به آلاله‌ها که به صورت درختچه می‌باشد.

    برگبالان

    (بَ) (اِ.) حشراتی که بال‌های آن‌ها مانند برگ گل نازک و لطیف است.

      برگچه

      (بَ چِ) (اِمصغ.) تقسیمات کوچکتر یک پهنه برگ، برگک، برگ کوچک.

        برگریزان

        (بَ) (اِمر.) زمانی که برگ‌های درختان به زمین فرومی ریزد، پاییز، خزان.

          برق

          (بَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- درخشش،
          ۲- الکتریسته.
          ۳- صاعقه.
          ۴- جر قه‌ای که در اثر نزدیک شدن الکتریسته منفی و مثبت تولید شود.
          ۵- نوری که در اثر برخورد ابرها تولید شود.
          ۶- جریان الکتریسته‌ای که برای مصارف خانگی و صنعتی عرضه می‌شود.

            برقع

            (بُ قَ) [ ع. ] (اِ.) روی بند، نقاب. ج. براقع.

              برک

              (~.) (اِ.) نوعی پارچه ضخیم که در خراسان از پشم شتر یا کرک بز با دست بافند و از آن جامه زمستانی دوزند.

                Scroll to Top