برزه گاو
(~.) (اِمر.) = ورزه گاو: گاوی که بدان زمین را شیار کنند، گاو زراعت، ورزاو.
(بُ رُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ابزاری برای مرتب کردن موی سر.
۲- ماهوت پاکن.
۳- مسواک.
۴- قلم موی درشت.
(بَ وُ) [ معر – یو. ] (اِ.) حامل رأس الغول، برنده سر دیو، یکی از صورت -های فلکی شمالی به صورت مردی که با دست چپ سر بریده دیوی را با موی گرفته و ستارگان آن بیست و شش باشند.
(بَ سَ) [ په. ] (اِ.) شاخه بریدهای (انار یا گز) که مؤبدان زرتشتی به هنگام نیایش در دست میگرفتند.
(بُ رِ)
۱- (اِمص.) بریدن، بریدگی.
۲- کنایه از: زرنگی، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری.
۳- (اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.