برص
(بَ رَ) [ ع. ] (اِ.) پیسی، پیسگی، کک و سفیدی که در بدن ظاهر شود.
(بَ) (اِ.) بندی باشد که از چوب و خاشاک و خاک و گل در برابر آب ببندند، سد، برغاب. ورغ و وارغ نیز گویند.
(بَ غَ) (اِ.) گیاهی است خودرو و بیابانی با گلهای ریز و سفید مانند اسفناج که در پختن بعضی از خوراکها بکار میرود. ورغست، بلغست، پژند و مچه و هنجمک هم گویند.
(بَ غَ) (اِ.)
۱- جشن و مهمانی که در روزهای آخر ماه شعبان برپا کنند.
۲- شرابی که در روزهای آخر ماه شعبان میخوردند و تا اول شوال از نوشیدن آن پرهیز میکردند.
(بُ رُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ابزاری برای مرتب کردن موی سر.
۲- ماهوت پاکن.
۳- مسواک.
۴- قلم موی درشت.