ناپدری
(پِ دَ) (اِ.) مردی جز پدر شخص، که با مادر او ازدواج کردهاست.
[ اَوِس. ] (اِ.)
۱- آبگینه، شیشه شراب، پیاله.
۲- لعابی آبی رنگ که با آن نقره و طلا را نقاشی میکنند.
۳- لایه بیرونی دندان.
۴- نام گلی زیبا.
۵- پرندهای است از راسته سبک بالان با پرهای سیاه و قهوهای.
(نِ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم مطالعه کانیها به ویژه از لحاظ ترکیب و خواص و رده بندی و نحوه تشکیل، کانی شناسی. (فره).
(تُ) [ فر. ] (اِ.) نقاشی سنتی معمولِ در شرق که در آن تصاویر کوچک و بدون رعایت پرسپکتیو میباشد.
(مُ) [ فر – لا. ] (اِ.) = مینیمم:
۱- کمترین مقدار، حداقل ؛ مق ماکزیموم.
۲- کوچکترین مقدار یک تابع، کمینه (فره).