اسم

مینیموم

(مُ) [ فر – لا. ] (اِ.) = مینیمم:
۱- کمترین مقدار، حداقل ؛ مق ماکزیموم.
۲- کوچکترین مقدار یک تابع، کمینه (فره).

    میوه

    (وِ) (اِ.) بار، ثمر. ؛ ~ی دل کنایه از: فرزند است.

      میمنه

      (مِ مَ نَ یا نِ) [ ع. میمنه ] (اِ.) طرف راست و سمت راست لشکر.

        میمیک

        [ فر. ]
        ۱- (ص نسب.) هنرپیشه‌ای که اعمال و احساسات را به وسیله حرکات نمایش دهد.
        ۲- (اِ.) فن تقلید و مجسم کردن اعمال و احساسات به وسیله حرکات (بدون تکلم).

          میلاوه

          (وِ) (اِ.)
          ۱- شاگردانه، انعام.
          ۲- نوید، مژدگانی.

            Scroll to Top