اسم

بادی

[ ع. بادی ] (اِفا بدء.)
۱- آغاز کننده.
۲- آفریننده.
۳- نو بیرون آورنده.
۴- (اِ.) آغاز، شروع.

    بادی بیلدینگ

    [ انگ. ] (اِ.) تقویت عضلات بدن با حرکات قدرتی و رژیم غذایی مخصوص، پرورش اندام. (فره).

      بادیه

      (یِ) [ ع. بادیه ] (اِ.)۱ – صحرا، بیابان. ج. بوادی.
      ۲- کاسه بزرگ.

        بار

        (اِ.)
        ۱- اجازه، رخصت.
        ۲- اجازه حضور نزد شاه یا امیر.
        ۳- دفعه، مرتبه.

          بار

          [ په. ] (اِ.)
          ۱- آن چه که بر دوش انسان یا پشت چهارپا حمل شود.
          ۲- جرمی که در اثر اختلال دستگاه گوارش بر روی زبان پیدا شود.
          ۳- میوه درخت، بر.
          ۴- مترادف کار.
          ۵- سنگینی.
          ۶- گناه.
          ۷- بچه‌ای که در شکم مادر است.
          ۸- ثروت، تمول.
          ۹- مشقت، رنج.
          ۱۰ – مسئولیت، تکلیف. ؛ ~ خود را بستن کنایه از: سود کلان به دست آوردن (غالباً از راه‌های نامشروع). ؛~ خود را به منزل رساندن کنایه از: موفق شدن در کار خود.

            بار

            [ فر. ] (اِ.) میخانه، جایی که در آن سرپایی نوشابه و خوراک خورند.

              باده

              (دِ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- شراب، می‌.
              ۲- نوا و آهنگی از موسیقی قدیم.

                باده پخته

                (~. پُ خْ تِ) (اِ. ص.) شرابی که جوشیده باشد و دو سوم آن تبخیر شده، یک سوم آن بماند. در عربی مثلث گویند.

                  Scroll to Top