آیینه
(~.) (اِ.) آینه، قاپ یا تاسی که نتوان حکم کرد که به چه شکلی نشستهاست.
(~. بَ)(اِمر.)آراستن در و دیوار خانه با نهادن آیینههای بسیار بر آن. آیینه – بندی نیز گویند.
(~.) (حامص.) (اِمر.) نوعی تزیین داخلی ساختمان، با چسباندن قطعههای کوچک آیینه به شکلهای هندسی و گل و بتههای مختلف.
(فُ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- نام تجاری نوعی دستگاه برای برقراری ارتباط، آوابر. (فره).
۲- نوعی تلفن که برای مکالمه بین قسمت -های مختلف یک ساختمان به کار میرود. ؛~ تصویری نوعی در بازکن برقی که از طریق مانیتور آن میتوان چهره شخص را در بیرون از ساختمان دید.
[ انگ. ]I.C (اِ.) شبکه به هم پیوستهای از عنصرهای فعال و غیرفعال که در یک لایه نیمه هادی مجتمع شدهاست و همراه با چند قطعه هم جوار میتواند کار یک مدار کامل الکترونیکی را انجام دهد، مدار مجتمع.
[ انگ. ]I.C.U (اِ.) بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستان که وضعیت بیمار را در هر لحظه نشان میدهد.