(شَ) (اِمر.) نک آبزن.
(اِمر.) فاضلاب، چاهک.
(بَ) (اِ.) نک آبسته.
(~.) (اِ.) بخش درونی پوست مُرکبات.
(بِ) ۱- (ص.) آبستن. ۲- (اِ.) زهدان، رحم.
(بِ تِ) ۱- (ص.) آبستن. ۲- (اِ.) زهدان، رحم.
(بَ تِ) (اِ.) زمین آماده برای کاشت.
(بِ)(اِ.) نام دریای خزر و جزیرهای در آن.
(س ِ) [ فر. ] (اِ.) ورم عفونی در لثه یا هر نقطهای از بدن، دمل.
(سَ) (اِمر.) حباب.